قهرمان ميرزا عين السلطنه
7629
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خانهء من آمد گفت شنيدهام شاهزاده به توسط شما نوشتهجاتى مىنويسد ، ابدا قبول نداريم و هرگز زير بار آن نمىرويم . گفتم چنين چيزى نيست . تازگى واقعهاى رخ نداده . اما معلوم است هركس يك وصيتنامهاى دارد ، چنانچه شوهر خودت هم نوشته بود . شايد شما و من هم كه چيزى نداريم بازنوشته باشيم . گفت خير مخصوصا خانم محترمى ديروز با تلفن به من گفت ، گفتم برو از خود حضرت اقدس و الا جويا شو . رفت اما جرأت نكرد . زيرا مهابت مرحوم شاهزاده و جبروت او مانع بود كه اين قبيل سؤالات دخترهايش بكنند . همشيرهها هم مدتها بود يك بوئى برده بودند ، ليكن يقين نداشتند چون به كلى اين مصالحه مخفى از همه ، جز ما سه پسر و مادر نوشيروان ميرزا نوشته شده بود . نقض حكم به واسطهء سابقهء دوستى با آقاى نير الملك كفيل ديوان عالى تميز و مدعى العموم ، مراجعه به تظلم ما خيلى سريع و زود واقع شد . تميز به اكثريت آراء حكم محكمه را نقض و ارجاع به محكمهء ثالث استيناف نمود . استيناف نهم وقت تعيين كرد . ما لايحه نوشته كه داخل در قضيهء صلحنامه نمىشويم و حاضريم دين پدر خودمان را هرقدر محكمه تشخيص بدهد بپردازيم و رفعت السلطان بايد محاسبهء خود را بدهد . اگر طلبكار شد خواهيم داد ، چه و چه . جلسهء اول حضور داشتم و آقاى عماد السلطنه بيانات خوبى كرد . رفعت السلطان اختيار به محكمه داد . رضوى راضى نشد و گفت پس از آنكه شما تمام دوسيه را قرائت كرديد در جلسهء ثانى اگر لازم شد اختيار مىدهيم . براى نمونه از طرف نوشيروان ميرزا عرض حالى نسبت به دو هزار و پانصد تومان جريمهء آغاز سخن ، نسبت به حاج واليه داديم بلكه پاترسانكى شده اعتراضات را تعقيب ننمايند . تكههاى بسيار در اين ميانه هست كه من از ذكر آنها صرفنظر مىكنم . مثلا پس از نقض حكم در تميز بايد رفع اثرات حكم استيناف بشود . ما به شعبهء ثالث اظهار كرديم گفت با همان شعبهء اولى است . شعبهء اولى رفتيم باز ارجاع به شعبهء ثالث نمود . شعبهء ثالث مىگفت همان شعبه كه اين حكم ناحق را نموده بايد اجرا كند كه در حقيقت تنبيه او بشود . بالاخره ما خسته شديم و من رفتم نزد آقا ميرزا رضا خان « 1 » كه تكليف من چيست . مبلغى هم پول دادهام و حالا اين شعبه به آن شعبه ، آن شعبه به اين رجوع مىكند . فكرى
--> ( 1 ) - ميرزا رضا خان نائينى مرادست . ( ا . ا . )